اصفهان، يكي از شهرهاي بزرگ ايران و پرآوازه ترين شهر مشرق زمين در طي قرن هاي17-19م. است. به استناد منابع، اين شهر توسط طهمورث پادشاه پيشدادي ايران بنا شد. قبل از اسلام، اصفهان مركز تجمع سپاه بود، به همين دليل به آن اسپاهان گفته مي شد و بعد از اسلام، به دليل اعتدال آب و هوا و وجود زاينده رود، مورد توجه سرداران مسلمان قرار گرفت و در زمره شهرهاي مهم ايران درآمد.
شكوفايي اصفهان بعد از اسلام و از دوران آل بويه آغاز شد. در اين  عصر، با حمايت ها و تشويق هاي صاحب بن عباد (385-326ه.ق)، وزير كاردان مويدالدوله ديلمي، اصفهان به كانوني براي دانشمندان، شاعران واديبان تبديل شد و در مدتي كوتاه، آوازه آن در سراسر جهان اسلام  پخش شد.
در دوران سلجوقيان اصفهان به پايتختي برگزيده گشت و با تلاش و مساعي وزيران دانشمند و قدرتمند اين سلسله، عميد الملك كندري و خواجه نظام الملك، به نهايت وسعت و آباداني خود رسيد. باغ ها، مساجد، كاخ ها، مدارس، مناره هايي كه از اين دوره برجاي مانده خود گواه اين مدعاست. ناصر خسرو سياح مشهور اين دوره در سفرنامه خود اصفهان را شهري آباد معرفي كرده و گفته است:" اصفهان شهري است بر هامون نهاده، آب و هوايي خوش دارد و هرجا كه ده گز چاه فرو برند، آبي سرد و خوش بيرون آيد و شهر ديواري حصين و بلند دارد" و بر اين نكته تأكيد كرده است  كه   " در همه زمين پارسي گويان شهري نيكو تر و جامع تر و آبادتر از اصفهان نديده ام".
اوج شكوفايي اصفهان در روزگار صفويان بود. در اين عصر، اصفهان دوباره به عنوان پايتخت ايران انتخاب شد و شاهان صفويه به توسعه، آباداني و رونق آن كمر همت بستند. بسياري از پل ها، كاخ ها، كاروانسراها، محله ها و بناهاي قديمي اصفهان، يادگار آن دوران پرشكوه است، به طوري كه به گفته ژان شاردن سياح معروف فرانسوي، اين شهر را به بزرگ ترين شهر دنيا مبدل ساخته بود. همچنين توماس هربرت سياح انگليسي قرن17م. درباره اصفهان چنين گفته است: " به هر كجا باغي براي تفريح و استراحت وجود دارد. شهري اين چنين زنده در سراسر آسيا نديدم كه اينقدر سرسبز بوده و يادآور بهشتي ديگر باشد."
شاه عباس اول مصمم بود اصفهان را در زمره شهرهاي بزرگ جهان درآورد و در اجراي اين منظور از وجود بهترين هنرمندان، معماران و استادكاران بهره برد. او براي گسترش محدوده شهرهزاران خانواده ارمني را از جلفاي آذربايجان به اصفهان انتقال داد و در كنار زاينده رود در محدوده اي كه "جلفا" ناميده شد، سكونت داد. كوچه ها، بازارچه ها، ميدان ها، گرمابه ها و دو كاروانسراي بزرگ، و به خصوص باغ ها و خيابان هاي مشجر و خانه هايي با حياط هاي پر درخت، از ويژگي هاي است كه سفرنامه نويسان غربي در توصيف محله يا منطقه ي جلفا از آن ياد كرده اند. هولتسر كه در دهه هاي 1870-1880م. در اصفهان مي زيسته در سفرنامه خود نوشته است:" بيش از نيمي از منطقه ي جلفا را باغ ها و خيابان هاي مشجر و حياط هاي پر درخت تشكيل مي دهد؛ به طوري كه در تابستان ها خود خانه ها پيدا نيست." وي تعداد خانه ها را 380 و جمعيت ارمنيان ساكن جلفا را بيش از 2600 نفر ذكر كرده است.
با پيشرفت و ترقي جلفا و احداث كليساها و ميدان هاي متعدد، خانه هاي بسياري نيز در جلفا ساخته شد. اگرچه اغلب اين خانه ها در طول زمان و به خصوص با مهاجرت ارمنيان از اصفهان، خراب شدند، اما هنوز خانه هايي در جلفاي اصفهان وجود دارند كه از نظر معماري و تزئينات و ساير ويژگي ها كم نظير هستند. خانه هاي قديمي اغلب داراي خصوصيات و ويژگي هاي مشابهي هستند كه از آن جمله مي توان به مساحت زياد آنها اشاره كرد. همچنين خانه ها عموما از اين قسمت ها تشكيل شده اند: 1- سر در ورودي 2- در ورودي 3- هشتي 4- راهروي ورودي 5- ايوان ها 6- حياط و اتاق هاي اطراف آن 7- حوض 8- زير زمين 9- سرويس ها
در ورودي: در خانه هاي قديمي معمولا چوبي و از دو لنگه تشكيل مي شد و كوبه هاي چكشي و حلقوي براي مراجعين مرد و زن در لنگه درها تعبيه مي شدند.
هشتي: پس از ورود به خانه به محوطه اي سرپوشيده به شكل هشت ضلعي مي رسيم كه صندلي هايي براي نشستن در آن تعبيه شده است. هشتي براي انشعاب قسمت هاي مختلف خانه و گاه براي دسترسي به چند خانه ساخته مي شد.
حياط، حوض و باغچه: حياط در خانه هاي قديمي در مركز و قلب ساختمان بود و حوض و باغچه از معتبرترين عناصر، براي تزيين آن بشمار مي رفتند.
تالار: تالار عموما فضايي بود با تزئينات بسيار زيبا و ظريف كه در كنار اتاق هاي ساده ساختمان كاملا مشهود بود. تالارها با گچ بري، آينه كاري، نقاشي روي گچ، مقرنس و نيز نقاشي روي چوب تزئين مي شدند. تالار براي پذيرايي از مهمانان محترم و مخصوص مورد استفاده قرار مي گرفت.
جهت خانه ها عموما محور شمالي جنوبي بودند و فضاهاي اصلي زندگي نيز در دوسمت شمالي و جنوبي ساخته مي شدند. با اين مقدمه به معرفي يكي ازمعدود خانه هاي باقيمانده دوران پرشكوه اصفهان مي پردازيم.  
" خانه ي كشيش"، يكي از معدود خانه هاي باقي مانده ي جلفا، به سبك معماري صفويه است كه در كوچه سنگتراش ها، در محله تبريزي ها واقع شده است. اين خانه تاريخي متعلق به " گارگين هانانيان"، كشيش محترم جلفا بود، كه در سپتامبر 1940م، درگذشت و در كنار ناقوس كليساي وانك به خاك سپرده شد.
كشيش گارگين هانانيان با نام اصلي كاراپت گيراگوسيان در 6 مي 1881م. در جلفا متولد شد، تحصيلات اوليه خود را در مدارس ارامنه جلفا گذراند و سپس براي ادامه تحصيل رهسپار هندوستان شد. وي از سال 1897م. به عنوان معلم در مدارس ارامنه جلفا مشغول به كار شد و در سال 1910م. به درجه روحانيت نائل آمد و نام مذهبي خود را گارگين هانانيان انتخاب نمود. او در كنار فعاليت هاي مذهبي به حرفه نويسندگي و مترجمي روي آورد و مقاله هاي متعددي در نشريات مختلف به زبان هاي ارمني، فارسي، انگليسي و فرانسوي نوشت. از جمله كتاب هاي مهم تحرير و ترجمه شده وي، كتاب "كليساي ارامنه" به زبان انگليسي و ترجمه انگليسي به ارمني كتاب "ارمنستان شهيد" و ترجمه كتاب "ملت ارمني" از فرانسه به انگليسي است. مهم ترين خدمت وي به فرهنگ و ادب اين سرزمين، تحرير فرهنگ لغت فارسي به ارمني با مقدمه "هراچيا آجاريان" اديب، محقق و   زبان شناس معروف ارمني مي باشد كه اولين بار در سال 1933م. در تهران به چاپ رسيد.
خانه ي كشيش، توسط آقاي همايون افهام كه از خانواده ي اصيل اصفهاني برخاسته و از دوستداران فرهنگ و هنر ايران بشمار مي رود، در سال 1384ه.ش. به منظور حفظ فرهنگ و تمدن اين سرزمين و احياي هنر و معماري صفويه از بازماندگان كشيش گارگين هانانيان خريداري شد و با كمك كارشناسان مرمت آثار هنري، بازسازي گرديد.
بناي اصلي ساختمان شامل، هشتي، اتاق ها، شاه نشين، گوشواره و يك ايوان بزرگ مي باشد كه با گچ بري و آينه كاري نماي داخلي آن تزئين شده است. سقف ايوان بر چهار ستون چوبي بلند قرار گرفته و به صورت قاب بندي چوبي و تخته كوبي به صورت شطرنجي تزئين شده است.
 علاوه بر بناي اصلي كه در ضلع شمالي ساختمان واقع شده، در سه ضلع ديگر، مجموعه اي نوساز با سبكي متناسب با معماري قبلي ساختمان و در ارتفاعي تقريبا برابر با آن در سه طبقه به بناي قديمي اظافه شده است. اين مجموعه شامل: سوئيت هاي متعدد، سالن اجتماعات، آشپزخانه و آبدارخانه، حياط، حوض و باغچه هاي زيبا و كتابخانه اي با مجموعه ي ارزشمندي از كتابهاي قديمي، نسخ خطي و صفحات گرامافون موسيقي ايراني مي باشد كه به همراه بناي قديمي ساختمان، با تركيب دو عنصر سنت و مدرنيته مجموعه اي زيبا، ساده و بي زرق وبرق را بوجود آورده تا ضمن تلطيف روح، آسايش و راحتي را براي بازديدكنندگانش به ارمغان آورد.
مجتمع فرهنگي، توريستي، اقامتي خانه كشيش، با سادگي دلپذير و زيبايي چشم نواز، پذيراي  بازديدكنندگان و علاقه مندان معماري ايراني و خانه هاي قديمي جلفاي اصفهان مي باشد.